پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
256
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
رعايت « با مراقبت رفتار كردن و در انتظار توفيق خدا و هدايت او بودن . » مىدانيم كه كلمهء رعايت در يكى از آيات مشهور قرآن دربارهء راهبان مسيحى آمدهاست : « فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها « 157 » : ولى حق آن را بسزا نگزاردند . » خرّاز تعريف خود را چنين توضيح مىدهد : « كسى كه مواظب خويش براى خويش است و آزار همنوعان خود را براى خدا تحمل مىكند ، او اهل رعايت است . » سكينه « نورى كه به دل مىتابد تا حسد و كينه را از آن براند و شفقت و نصيحت را در آن ساكن گرداند . » خرّاز « سكينه » را بيشتر با آثار آن در دل تعريف مىكند تا با مراجعه به آيات قرآنيى كه در آنها اين كلمه آمدهاست . آنجا كه گولد تسيهر « 158 » نوعى دورى از معنى اصلى كلمهء « سكينه » مىبيند ، بايد آن را بيشتر نوعى انتقال معنى دانست كه مقتضاى تجربه است . خرّاز مىنويسد : « آن كه در دل خود - دلى تهى از دروغ و حسد و كينه - شفقت و نصيحت مىيابد بداند كه سكينه در دل او فرود آمده است . » ترمذى ، به عكس ، هم به تعليم قرآن و حديث باز مىگردد و هم به دست آورد تجربه . مىنويسد : « جوهر سكينه در اين است كه از خدا ناشى مىشود و بر حسب تنوع آزمونها صورتهاى مختلف به خود مىگيرد : سكينهء حروف « 159 » ديگر است و سكينهء قبول ديگر ؛ سكينهاى كه ابراهيم با آن كعبه را از روى اندازه ساخت « 160 » ديگر است و سكينهاى كه خدا بر پيامبرش نازل كرد ديگر . « 161 » عمل آن آسايش و طمأنينهء دل در عناياتى است كه خدا بر اولياء خود مىپراكند ، زيرا سكينه نشانهء ولايت است همچنانكه معجزه نشانهء نبوّت است : إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ : نشانهء پادشاهى آن است كه تابوتى حاوى سكينهاى از پروردگارتان نزد شما خواهد آمد ( بقره ، 246 ) . عمل آن
--> ( 157 ) . حديد ، 27 . ( 158 ) . « مفهوم « سكينه » كاملا از معنى اصليى كه در سنّت يهودى و . . . داشته جداشدهاست . . . اين تعبير راه را بر استعمال اين كلمه در عرفان و حكمت اسلامى به عنوان « نور فى القلب » ، يعنى به معنى اشراق درونى ، گشوده است » نگاهكنيد به : مقالهء او با عنوان « مفهوم سكينه در نزد مسلمانان » در Revuedel , hist oiredesReligions , 21 . p ، 1893 ( 159 ) . هنوز در بقيهء آثار ترمذى متنى نيافتهايم كه توضيح دهد كه مقصودش از « سكينة الحروف » چيست . ( 160 ) . ترمذى در كتاب ختم الاولياء ( ص 350 ) توضيحمىدهد كه خدا به ابراهيم فرمانداد كه خانهء كعبه را بسازد ، به فرمان خود « سكينه » اى نيز افزود كه در محل گستردهمىشد و به اين ترتيب ابعاد بنايى را كه مىبايست بسازد تعيينمىكرد . ( 161 ) . ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ : آنگاه خدا آرامش خويش را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازلكرد ( توبه ، 26 ) .